سه شنبه 4 اردیبهشت 1397

دلداری

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دلداری "

در غروبی که نفس بند آید از خوبیش
ابر،از شکلی به شکل دیگری می گشت
دیگِ جوشِ شب شتابان بود
چهره اش همچون درِ متروکِ چوبی بسته زنگار
آسیا سنگ آسمان گردان
حزنِ نابِ نور این مهتاب
پشت دیوارِ حریر ابر سرگردان
نهر رود روشنش جوشان
مرگ رنگ خود به چشمش دید در دریا
خاطرش داغ گذشت روزگاران داشت
رود می گفت ای خودآرا نور
هیچ زیبازشت،تا ابد باقی نمی ماند
حتی نور، حتی جور
آبِ گُلصحرا، ندا می داد
آی،مرد گمشده در خود، خودآ
بین درخت قلبها بشکسته بندی گشته است
زندگی در نهر دنیا ساری و جاریست
بی درنگ این آسیاسنگ آسمان گردان
آس خواهد کرد...

#خُرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعرنو ، شعر نو فارسی ، خرم سعیدی ، دلداری ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.